نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
تازه های تحقیق
مشارکت اجتماعی زنان متأهل در پشتیبانی از جبهه، از جمله موضوعاتی است که در تقاطع فقه خانواده و فقه اجتماعی قرار میگیرد. مسئله اصلی در این حوزه نه اصل مشروعیت مشارکت، بلکه تعیین حدود و ضوابطی است که از یک سو امکان ایفای نقش اجتماعی زن را فراهم آورد و از سوی دیگر، حقوق ناشی از نهاد خانواده را مخدوش نسازد. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع قرآنی، روایی و فقهی امامیه، این مسئله را از منظر نسبت میان تکالیف اجتماعی زنان و دو مسئولیت بنیادین آنان، یعنی حق شوهر و تربیت فرزند، مورد بازخوانی قرار میدهد و نشان میدهد که فقه شیعه به جای تقابل میان این دو حوزه، الگوی هماهنگی و اولویتبندی را پیشنهاد میکند.
ساختار استدلال پژوهش بر این مبنا استوار است که حق شوهر و مسئولیت تربیت فرزند، دو رکن اصلی زندگی خانوادگیاند و هرگونه مشارکت اجتماعی زن متأهل باید در چارچوب این دو اصل تحلیل شود. در فقه امامیه، حق زوج صرفاً به روابط زناشویی محدود نمیشود، بلکه حفظ انتظام خانواده، رعایت اقتضائات زندگی مشترک و پرهیز از اخلال در حقوق متقابل زوجین را نیز دربرمیگیرد. در کنار آن، تربیت فرزند به عنوان تکلیفی مشترک برای والدین، جایگاهی فراتر از یک وظیفه اخلاقی یافته و در شمار مسئولیتهای شرعی آنان قرار گرفته است. ازاینرو، هر فعالیت اجتماعی که به تضعیع این دو حق بینجامد، نیازمند بازنگری فقهی خواهد بود.
بر این مبنا، پژوهش پنج عرصه اصلی برای مشارکت زنان متأهل در پشتیبانی از جبهه ترسیم میکند. نخستین عرصه، جهاد مالی است. استدلال مقاله بر استقلال مالی زن در فقه امامیه تکیه دارد؛ اصلی که به زن اجازه میدهد در اموال شخصی خود تصرف کند و آنها را در مسیر حمایت از اهداف دینی و اجتماعی به کار گیرد. در این چارچوب، کمک مالی به جبهه نهتنها با حقوق خانوادگی تعارضی پیدا نمیکند، بلکه میتواند به الگویی تربیتی برای انتقال فرهنگ ایثار و مسئولیتپذیری به نسل آینده تبدیل شود. تنها محدودیت مطرحشده، مواردی است که تصرف مالی به حقوق مالی خانواده یا اموالی که در قالب نفقه در اختیار زن قرار گرفتهاند، مرتبط شود.
دومین محور، نقش زن در تشویق و هدایت همسر و فرزندان به سوی دفاع از ارزشهای دینی است. مقاله این نقش را ذیل مفاهیمی چون امر به معروف، نصیحت و دعوت به خیر تحلیل میکند و آن را یکی از مهمترین اشکال مشارکت غیرمستقیم در جبهه میداند. در این نگاه، زن نه صرفاً مخاطب تکالیف اجتماعی، بلکه کنشگری تأثیرگذار در شکلدهی نگرش و رفتار اعضای خانواده است. از همین رو، حمایت فکری و عاطفی از همسر و تربیت فرزندانی مسئولیتپذیر، بخشی از فرآیند پشتیبانی از جبهه تلقی میشود.
محور سوم به پشتیبانی فرهنگی و روحی از رزمندگان اختصاص دارد. مقاله با استناد به شواهد تاریخی از صدر اسلام، نشان میدهد که زنان در مواردی از طریق ایجاد انگیزه، تقویت روحیه و تشویق مجاهدان در پیشبرد اهداف جهادی نقشآفرین بودهاند. با این حال، پژوهش میان اصل مطلوبیت این حمایتها و شیوه تحقق آنها تفکیک میکند. بدین معنا که حضور اجتماعی زنان در این عرصه، هرگاه با حقوق زوجیت یا الزامات شرعی مرتبط با خروج از منزل تزاحم پیدا کند، تابع ضوابط فقهی خواهد بود. ازاینرو، ارزش این مشارکتها نه در حضور فیزیکی، بلکه در تحقق هدف پشتیبانی و تقویت جبهه ارزیابی میشود.
چهارمین عرصه، پشتیبانی معنوی از طریق دعا و الگوسازی تربیتی است. استدلال اصلی پژوهش آن است که دعا برای رزمندگان و تقویت فرهنگ دینی در محیط خانواده، یکی از کمهزینهترین و در عین حال پایدارترین شیوههای مشارکت اجتماعی است. فرزندان بیش از آنکه از آموزش مستقیم تأثیر بپذیرند، از رفتار والدین الگو میگیرند؛ بنابراین، مشارکت معنوی مادر در حمایت از جبهه میتواند همزمان کارکرد اجتماعی و تربیتی داشته باشد. در این چارچوب، دعا و حمایت معنوی نه فعالیتی حاشیهای، بلکه بخشی از فرآیند بازتولید ارزشهای دینی در نسل آینده محسوب میشود.
مهمترین بخش استدلال مقاله به مسئله تربیت نسل اختصاص دارد. پژوهش بر این باور است که پایدارترین شکل پشتیبانی از جبهه، تربیت فرزندانی مؤمن، مسئولیتشناس و متعهد به ارزشهای دینی است. در این نگاه، تربیت فرزند از سطح یک وظیفه خصوصی فراتر میرود و به نوعی سرمایهگذاری اجتماعی بلندمدت تبدیل میشود. از همین رو، هرگاه میان سایر اشکال مشارکت اجتماعی و مسئولیت تربیتی تزاحم ایجاد شود، قاعده اهم و مهم اقتضا میکند که تربیت فرزند در اولویت قرار گیرد؛ زیرا آثار آن محدود به یک مقطع زمانی نبوده و آینده جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. برآیند نهایی پژوهش آن است که فقه امامیه میان نقش اجتماعی زن متأهل و مسئولیتهای خانوادگی او تعارضی ذاتی نمیبیند. چارچوب فقهی ارائهشده، مبتنی بر اصل اولویتبندی تکالیف و رعایت حقوق متقابل اعضای خانواده است. در این الگو، جهاد مالی، حمایت فرهنگی، تشویق اعضای خانواده، دعا و بهویژه تربیت نسل، مهمترین عرصههای مشارکت مشروع زنان در پشتیبانی از جبهه به شمار میآیند. بدین ترتیب، زن متأهل نه در دوگانه خانواده یا جامعه، بلکه در جایگاه حلقه اتصال این دو حوزه تعریف میشود؛ جایگاهی که از رهگذر آن، مشارکت اجتماعی و مسئولیت خانوادگی در یک منظومه واحد معنا پیدا میکنند.
پشتیبانی از جبهههای جنگ از مصادیق «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (مائده، ۲) است، اما مشارکت اجتماعی زنان متأهل به دلیل تعارض با حقوق زوجیت و تربیت فرزند، با پرسشهای فقهی مواجه است. از سویی سیره نبوی بر حضور فعال زنان در پشتیبانی غیررزمی (مانند مداوا و تجهیز رزمندگان) تأکید دارد و از سوی دیگر فقها بر وجوب تمکین از شوهر و اولویت تربیت فرزند تأکید کردهاند. پرسش اصلی این است که تکالیف شرعی زنان متأهل در قبال مشارکت پشتیبانی از جبهه با تأکید بر حق شوهر و تربیت فرزند چیست و تعارضات چگونه حل فقهی مییابد.
در دفاع مقدس، زنان در فعالیتهای امدادی نقش داشتند، اما امروز با تغییر تاکتیک جنگ، حضور در تجمعات شبانه شکل تازهای از نقشآفرینی است و نیاز به تبیین مرزهای شرعی بیشتر احساس میشود. اهمیت پژوهش در شرایط جهاد کفایی و نیاز به بسیج امت، همراه با اصل حفظ نظام خانواده است.
نهاد خانواده در اسلام کانونی برای تکامل و تربیت نسل مؤمن است (روم، ۲۱). خداوند حقوقی متقابل برای زن و مرد بر اساس موازین شرعی، اخلاقی و عقلی قرار داده که با تکالیفی همراه است (محقق کرکی، ۱۴۱۱، ج۱۳، ص۳۵۸).
یکی از مهمترین حقوقی که فقه شیعه برای زوج بر زوجه مقرر داشته، «حق تمکین» است. این حق، به معنای آمادگی زن برای برقراری رابطة زناشویی و اجابت خواستة مشروع شوهر در این زمینه است (حر عاملی، وسائلالشیعه، ج۱۴، باب حد النشوز). مقصود از تمکین، صرفاً جنبة جنسی نیست، بلکه شامل حضور در منزل، حفظ اسرار خانواده، و اهتمام به شئون زندگی مشترک نیز میشود (نجفی، 1362، ج۳۱، ص۳۰۶).
هرگونه فعالیتی که از سوی زن، نظم زندگی خانوادگی را مختل کند یا مانع تمکین وی در حدود شرعی شود، ممکن است مصداق «نشوز» تلقی گردد و زن را از برخی حقوق محروم سازد (خمینی، ۱۳۹۲، ج۲، ص۳۲۰) بنابراین، هرگونه مشارکت اجتماعی زن، باید بهگونهای باشد که در درجه اول، منافی این حق اساسی شوهر نباشد.
تربیت فرزند، مسئولیتی الهی و اخلاقی است که بر عهده هر دو والد قرار دارد (تحریم: ۶). این مسئولیت، فراتر از تأمین نیازهای مادی، شامل تربیت روحی، اخلاقی، عقیدتی و اجتماعی کودک نیز میشود. وظایف والدین در قبال فرزند شامل: تأمین نیازهای اساسی، مراقبتهای بهداشتی، آموزش آموزههای دینی، پرورش فضایل اخلاقی و آمادهسازی وی برای زندگی اجتماعی در پرتو آموزههای اسلام است (نجفی، 1362، ج۳۱، ص۳۰۳)
زنی که متأهل است، علاوه بر وظایف خود در قبال همسر، مسئولیت خطیر مادری را نیز بر عهده دارد. در فرض تزاحم میان فعالیت اجتماعی و وظایف تربیتی، اولویت با وظایفی است که شرعاً واجبتر و عینیتر هستند.
با درنظرگرفتن مبانی فقهی یادشده، مشارکت زنان متأهل در پشتیبانی از جبهه میتواند ابعاد گوناگونی داشته باشد که به پنج محور اصلی آن اشاره میشود:
یکی از مهمترین مصادیق مشارکت زنان متأهل در پشتیبانی از جبهه، جهاد مالی است. قرآن کریم خطاب به همه مؤمنان – اعم از زن و مرد – میفرماید: «اِنْفِرُوا خِفافًا وَ ثِقالاً وَ جاهِدُوا بِاَمْوالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ فی سَبیلِ اللهِ» (توبه، آیه ۴۱)؛ نیز میفرماید: «وَ اَنْفِقُوا فی سَبیلِ اللهِ» (بقره، ۱۹۵). در روایات نیز تأکید زیادی بر انفاق مالی زنان برای جهاد شده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به زنان فرمودند: «ای گروه زنان! به خدا سوگند من شما را از مردان در انفاق بر جهاد ضعیفتر نمیبینم» (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۱، ص۱۱۴). زنان در صدر اسلام در جمعآوری کمکهای مالی پیشگام بودند؛ در جنگ تبوک، زنان زیورآلات خود را برای تجهیز سپاه به پیامبر تقدیم کردند (ابن هشام، ۱۴۱۱، ج۴، ص۱۶۸).
از نظر فقهی، جهاد مالی برای زنان متأهل – مانند مردان – مستحب مؤکد است، مگر در شرایط وجوب کفایی یا عینی. مهم آنکه انفاق زن متأهل از اموال خود، نیازمند اذن شوهر نیست، زیرا زن استقلال مالی دارد. قرآن میفرماید: «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبْنَ» (نساء، ۳۲). فقیهان بر جواز تصرف زن در اموال خود بدون اذن شوهر اجماع دارند، مگر در موارد منافات با حقوق شوهر (نجفی، ۱۳۶۲، ج۳۱، ص۲۳۴). بنابراین، زن متأهل میتواند بدون مانع شرعی، بخشی از مهریه، هدایا یا درآمد خود را به جبهه کمک کند. البته انفاق از اموالی که شوهر برای نفقه در اختیار زن قرار داده، بدون اذن شوهر جایز نیست، مگر با مقدار متعارف و رعایت مصالح خانواده. ازاینرو، جهاد مالی آسانترین و پربارترین عرصه مشارکت زنان متأهل در پشتیبانی از جبهه است که هم با حق شوهر منافاتی ندارد و هم به تربیت فرزند آسیب نمیرساند، بلکه خود الگویی از ایثار را به فرزندان میآموزد.
دومین محور تکالیف شرعی زنان متأهل، تشویق و ترغیب همسر و فرزندان به حضور در جبهه و دفاع از اسلام است. این نقش که در قرآن به «نصیحت» و «دعوت به خیر» تعبیر شده، بر عهده زنان خانهدار است. قرآن میفرماید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (توبه، ۷۱)؛ امربهمعروف در مورد جهاد، شامل تشویق همسر و فرزندان به حضور در دفاع است.
در روایات به نقش حمایتی زنان از همسران مجاهد اشاره شده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «جهاد المرأة حُسْنُ التَّبَعُّلِ»؛ جهاد زن، خوشرفتاری با همسر است (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۵۰۷). برخی مفسران این روایت را چنین تفسیر کردهاند که زن با تشویق و حمایت از همسرش برای جهاد، پاداش جهاد را میبرد. در سیره حضرت خدیجه (سلام الله علیها) نیز میبینیم که ایشان از پیامبر (صلی الله علیه و اله) برای رسالت و جهاد حمایت میکرد (مجلسی، ۱۴۰۴، ج۱، ص۱۵۳). در تشویق فرزندان نیز نقش مادر بیبدیل است. مادران شهدا مصداق بارز این تکلیف هستند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «کفى بِالْمَرْءِ إثْماً أنْ یُضَیِّعَ مَنْ یَعُولُ»؛ همین گناه آدمی را بس که وابستگان خود را تباه کند (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۵، ص۲۰۳). تربیت و تشویق به جهاد، عکس تباه کردن است.
در کتاب «کافی» از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «إنّ من سعادة الرجل أن یکون له ولدٌ یعینه علی صالحِ دُنیاهُ و آخرتِه» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۳، ح۱). تشویق به جهاد و دفاع از حق، یکی از مصادیق این یاریرساندن است.
از نظر فقهی، تشویق همسر و فرزندان به جهاد در حد نصیحت و توصیه، نیازمند اذن شوهر نیست و زن میتواند در خانه این نقش را ایفا کند. اما اگر تشویق مستلزم خروج از منزل، همراهی در تجمعات یا هر اقدامی باشد که با حق شوهر منافات دارد، باید اذن شوهر جلب شود (مکارم شیرازی، ۱۳۸۴، سؤال۸۴۴). این تکلیف چنان ارزشمند است که در روایات از آن به عنوان «شرکت در ثواب جهاد» یاد شده است.
تشجیع و ترغیب رزمندگان در میدان نبرد با ابزارهایی چون تکبیر، شعرخوانی و تحریض روحی، نهتنها اقدامی تاکتیکی، بلکه بخشی از فرهنگ جهاد در اسلام است که هدف آن تقویت روحیه مبارزان، یادآوری اهداف متعالی جهاد و ایجاد وحدت در صفوف آنان است (جوان آنلاین، ۱۴۰۴).
«تکبیر» یکی از مؤثرترین ابزارها برای تشجیع رزمندگان و ایجاد رعب در دل دشمن است. شعرخوانی و تحریض نیز، روحی دو ابزار قدرتمند دیگرند. اشعار حماسی با بیان رشادتها و ارزشهای دینی، احساسات رزمندگان را برمیانگیزد و آنان را به ادامه مسیر ترغیب میکند. تحریض روحی شامل سخنان الهامبخش، یادآوری پاداش اخروی جهاد و تأکید بر مسئولیت دینی و اجتماعی رزمندگان است (خبرگزاری موج، ۱۴۰۵؛ خبرگزاری جماران، ۱۳۹۳) که ریشه در آیات قرآن (مانند آلعمران، ۱۹۸) دارد.
در سیره نبوی، حضور زنان در میدان جنگ برای تشجیع رزمندگان مستند است. در جنگ خندق، صفیه (عمه پیامبر) با ایجاد روحیه در سپاه اسلام نقش مؤثری ایفا کرد (ابن هشام، ۱۴۱۱، ج۳، ص۲۴۵). در جنگ حنین، ام سلیم و سایر زنان با شعارهای حماسی، رزمندگان را از فرار بازداشتند (مسلم، ۱۴۱۲، ج۵، ص۱۸۳). امروزه نیز در بسیاری از جوامع اسلامی، زنان در تجمعات پشتیبانی از جبهه با تکبیر، سرودهای انقلابی و شعارهای حماسی، روحیه رزمندگان را تقویت میکنند.
این عمل از نظر فقهی مستحب مؤکد و از مصادیق «اعانه بر برّ و تقوا» است که قرآن میفرماید: «تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی» (مائده، ۲). بااینحال، اگر این حضور مستلزم خروج از منزل و اختلاط با نامحرم باشد، باید با رعایت کامل حجاب و عفاف صورت گیرد و در صورت وجود حق شوهر، اذن وی نیز کسب شود. بر اساس نظر مشهور فقیهان، خروج زن برای این امور مستحب بدون اذن شوهر جایز نیست (خمینی، ۱۳۹۲، ج۲، ص۲۴۳). بنابراین، زن متأهل برای شرکت در تجمعات عمومی به اذن شوهر نیاز دارد؛ اما میتواند در محیط منزل، با گفتن تکبیر، تهیه لوازم تزیینی و سرودن اشعار حماسی به تشجیع رزمندگان بپردازد و در ثواب آن شریک شود.
دعا برای رزمندگان در سنت اسلامی، تنها یک کنش عاطفی نیست، بلکه نوعی حمایت معنوی و اخلاقی از پاسداران امنیت و کرامت جامعه است. قرآن کریم میفرماید: «وَ اسْتَغْفِرُوا لِذُنُوبِکُمْ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ» (محمد، ۱۹). در دعای ۲۷ صحیفه سجادیه، امام سجاد (علیه السلام) برای مجاهدان اسلام استقامت و پیروزی میطلبد. پشتیبانی از رزمندگان میتواند در قالب دعا، تقویت روحیه و یادآوری جایگاه جهاد تحقق یابد (انصاریان، ۱۳۸۵).
خانواده نقش بنیادینی در انتقال ارزشها دارد. فرزندان بیش از آنکه از توصیههای مستقیم تأثیر بگیرند، از رفتار والدین الگو میپذیرند. زنان متأهل میتوانند در خانه با فرزندان خود جمع شوند، برای رزمندگان دعا کنند، قرآن تلاوت نمایند و از خداوند پیروزی جبهه اسلام را بخواهند. این کار افزون بر پشتیبانی معنوی از جبهه، الگویی ارزشمند برای فرزندان ایجاد میکند. کودکانی که در چنین فضایی رشد مییابند، ارزشهای جهاد و شهادت را از کودکی میآموزند و روحیه دفاع از اسلام در نهادشان نهادینه میشود.
بنابراین، دعا و الگوسازی برای فرزندان نهتنها منافاتی با حقوق شوهر ندارد، بلکه در بسیاری موارد مصداقی از حقوق و تکالیف زن در تربیت نسل صالح است و در حکم «جهاد فی سبیل الله» شمرده میشود.
بالاترین و پایدارترین شکل پشتیبانی از جبهه، تربیت نسلی مؤمن، انقلابی و آماده خدمت به دین است. زن متأهل با «فرزندآوری» و «تربیت صحیح» فرزندان خود در راستای ارزشهای اسلامی و انقلابی، سرمایهگذاری بلندمدت برای جبهه حق انجام میدهد. قرآن میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً» (تحریم، ۶). در روایات نیز بر حسن تربیت فرزند تأکید شده است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) میفرمایند: «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ» (بخاری، ۱۴۲۲، ج۲، ص۲۳). مادران مسئول نگهبانی و تربیت فرزندان هستند.
شهید مطهری میگوید: «مادرانی که فرزندان خود را در دامن خود با ارزشهای اسلامی تربیت میکنند، در خط مقدم جهاد فرهنگی قرار دارند» (مطهری، ۱۳۷۵، ص۲۴۳). از نظر فقهی، این تکلیف با حق شوهر منافات ندارد؛ بلکه هر دو والد در قبال آن مسئول هستند. در فقه، کوتاهی در تربیت صحیح فرزند موجب تضییع حقوق او و مسئولیت والدین دانسته شده است (نجفی، ۱۳۶۲، ج۳۱، ص۳۲۱). بنابراین، زن متأهل، حتی در صورت امکان مشارکت در سایر ابعاد پشتیبانی از جبهه، باید همواره اولویت اصلی خود را بر تربیت نسلی قرار دهد که بتوانند در آینده پرچمدار دفاع از حق باشند.
مشارکت اجتماعی زنان متأهل در پشتیبانی از جبهه، امری مبارک و ارزشمند است که ریشه در آموزههای عمیق اسلامی دارد. بااینحال، این مشارکت باید همواره در چارچوب موازین شرعی و با رعایت اولویتهای بنیادین خانواده—یعنی حق شوهر و تربیت فرزند—صورت پذیرد. فقه شیعه با ارائه چارچوبهای روشن، امکان همافزایی میان این دو حوزه را فراهم آورده است. محورهایی چون جهاد مالی، تشویق اعضای خانواده، دعا، پشتیبانی روحی و فرهنگی، و مهمتر از همه، تربیت نسلی مجاهد، از مهمترین ابعاد مشارکت مشروع زنان در این عرصه محسوب میشوند. رعایت قاعده «اهم و مهم» و تشخیص اولویتها، کلید موفقیت در این مسیر است تا زن مسلمان بتواند هم در سنگر خانواده و هم در سنگر اجتماع، به بهترین نحو ایفای وظیفه نماید.