نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
تازه های تحقیق
مسئلۀ مشارکت زنان در عملیاتهای استشهادی از جمله مسائل نوپدید فقهالجهاد است که در آن چند لایۀ استدلالی بر هم منطبق میشوند: حکم اصل عملیات استشهادی، حکم جهاد دفاعی بر زنان، و نسبت این دو با یکدیگر. پژوهش حاضر با روش توصیفیـتحلیلی و تکیه بر متون معتبر فقه استدلالی — از المبسوط شیخ طوسی و مسالک الافهام شهید ثانی تا جواهر الکلام و تحریرالوسیله — این لایهها را بهصورت مستقل تحلیل میکند تا از ترکیب آنها به حکم نهایی برسد.
استدلال محوری پژوهش بر یک تمایز ساختاری استوار است: محدودیتهای سنتی فقه دربارۀ حضور زنان در جنگ، انحصاراً ناظر به نبرد مستقیم و تنبهتن در جهاد ابتداییاند و نه بر اصل حضور در ساحت جهاد. این تمایز نه ادعایی تفسیری بلکه مستند به صراحت متون فقهی است: شیخ طوسی در المبسوط شرط ذکورت را منحصر در جهاد ابتدایی میداند، شهید ثانی در مسالک الافهام و مقتل الحسین جهاد دفاعی را در فرض تجاوز دشمن بر هر مسلمان توانمند — اعم از زن و مرد — واجب میشمارد، و صاحب ریاض تصریح میکند که ممنوعیت زنان تنها در جهاد ابتدایی قطعی است نه در همۀ اقسام جهاد.
پژوهش در گام نخست، مبانی فقهی جواز اصل عملیات استشهادی را بررسی میکند. سه محور استدلالی برای این جواز سامان یافته است. نخست، آیۀ ۶۰ سورۀ انفال که بر «تدارک هرگونه قوه» برای مقابله با دشمن تأکید دارد؛ صاحب جواهر با استناد به عمومیت لفظ «قوة» و تعلیل «ترهبون» استفاده از هر وسیلهای که احتمال پیروزی دهد را مجاز میشمارد، و عملیات استشهادی نوعی آمادگی و اقدام دفاعی در این چارچوب است. دوم، آیۀ ۲۰۷ بقره با عبارت «من یشری نفسه» که مفسران آن را دال بر مشروعیت ایثار جان در راه اسلام میدانند، و آیۀ ۴۱ توبه که با اطلاق «جاهدوا... انفسکم» امکان جهاد با هر روشِ ممکن را پوشش میدهد. سوم، عنوان شهید که در فقه بر کسانی اطلاق میشود که برای دفع مهاجم مسلح کشته شوند؛ چنین کسی نهتنها مرتکب محرم نشده، بلکه پاداش شهادت را نیز دریافت میکند. آیتالله نوری همدانی، آیتالله فاضل لنکرانی و آیتالله مؤمن در این چارچوب به جواز یا وجوب عملیات استشهادی در شرایط اضطرار فتوا دادهاند.
در گام دوم، پژوهش فلسفۀ عدم وجوب جهاد ابتدایی بر زنان را واکاوی میکند تا نشان دهد این عدم وجوب دقیقاً از کجا ناشی میشود و آیا همان علت در جهاد دفاعی و عملیات استشهادی نیز جاری است یا خیر. آیات ۹۰ و ۹۱ سورۀ توبه جهاد را به «توان» مشروط میکنند؛ ضعفا، بیماران و ناتوانان از آن معذورند. زنان به سبب ضعف نسبی بدنی و مسئولیت پرورش فرزند مشمول جهاد ابتدایی نشدهاند، نه به خاطر آنکه دفاع بر آنان اصلاً واجب نیست. شواهد تاریخی این تحلیل را تأیید میکند: امعماره در نبرد احد شجاعانه از پیامبر دفاع کرد، امسلیم و عایشه آب به رزمندگان رساندند، و زنان دیگری در غزوات خیبر و یمامه نقشهای فعال ایفا کردند — بدون آنکه پیامبر آنان را نهی کند.
ترکیب این دو محور، نتیجۀ اصلی پژوهش را میسازد: از آنجا که عملیات استشهادی مصداق جهاد دفاعی است — امری که فقها از جمله شهید ثانی و صاحب جواهر بر آن تصریح کردهاند — و از آنجا که جهاد دفاعی در شرایط تجاوز دشمن بر هر مسلمان توانمند، اعم از زن و مرد، واجب میشود، این عملیات نیز در چارچوب وجوب کفایی بر زنان مشروع است، مشروط به رعایت ضوابط شرعی. قاعدۀ اهمومهم این نتیجه را تأیید میکند: در شرایطی که دفع تجاوز دشمن ضرورت داشته باشد، مصلحت اجتماعیِ دفاع از کیان اسلام بر حفظ جان فردی مقدم میشود. همچنین سیرۀ عقلا در اضطرار — که شارع آن را امضا کرده — ارتکاب برخی امور ممنوع را برای دفع خطر بزرگتر مجاز میشمارد.
نتیجۀ پژوهش در پنج گزاره تبلور مییابد: ممنوعیت فقهی زنان در جنگ به نبرد مستقیم در جهاد ابتدایی محدود است نه اصل حضور در ساحت جهاد؛ جهاد دفاعی در شرایط تجاوز دشمن بر زنان نیز واجب میشود؛ عملیات استشهادی مصداق جهاد دفاعی است؛ بنابراین این عملیات در چارچوب وجوب کفایی برای زنان نیز مشروع است؛ و این مشروعیت مشروط به رعایت شرایط و ضوابط فقهی مرتبط با این نوع از جهاد است.
در جهانبینی اسلامی، دفاع از اعتلای کلمه حق و حفظ عزت اسلام و مسلمین، یک اصل بنیادین است. بااینحال، در شرایطی که دشمنان با بهرهگیری از توانمندیهای نظامی و فناوری پیشرفته، مستضعفان و سرزمینهای اشغالی را مورد تهدید قرار میدهند، روشهای دفاعی نیز باید متناسب با شرایط جدید تکامل یابند. در چنین شرایطی، عملیات استشهادی به عنوان یک رویکرد نوین در مقاومت شکل گرفته است؛ عملیاتی که در آن فرد با آگاهی از قطعیت یا احتمال بالای شهادت، در صدد واردکردن ضربه به دشمن است. این روش، پاسخی به ابزارهای کشنده و نوین دشمن است که در گذشته وجود نداشتند و نیازمند رویکردهای نوآورانه برای مقابله با آنها هستند.
عملیات استشهادی، تجلیای از فداکاری و ارادهای راسخ برای دفاع از ارزشهای اسلامی و مقابله با ظلم و ستم است. این عملیاتها، اغلب با هدف تضعیف دشمن و دفاع از منافع سیاسی یا مذهبی انجام میشوند. در طول تاریخ، نقش زنان در جوامع بشری همواره در حال تحول بوده و ابعاد مختلفی از فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی... را در بر میگیرد؛ در این راستا سؤالات مهمی در مورد جایگاه زنان در فقه اسلامی و حدود اختیارات آنها در دفاع از خود و جامعه مطرح میشود؛ یکی از آن سؤالات این است که آیا فقه اسلامی اجازه میدهد که زنان در عملیاتهای استشهادی شرکت کنند؟ چه شرایطی باید وجود داشته باشد تا این مشارکت از نظر فقهی مجاز تلقی شود؟ در این مقاله تلاش میشود تا با رویکردی فقهی و استدلالی، حکم شرعی شرکت زنان در عملیاتهای استشهادی بررسی شود.
برخی از فقهای معاصر، عملیات استشهادی را نوعی جهاد و مشابه کار شهید فهمیده میدانند. آیتالله نوری همدانی معتقدند ادله جهاد شامل این عملیات میشود و آن را جایز و نوعی جهاد در راه خدا میشمارند (ملا محمدعلی، 1385، ص175). آیتالله فاضل لنکرانی نیز تأکید میکنند که اگر نقشهای برای تسلط اجانب بر ممالک اسلامی کشیده شود، واجب است مسلمانان با هر وسیلهای مانع آن شوند(فاضل لنکرانی، 1374، ص555). آیتالله مؤمن نیز عملیات شهادتطلبانه را مصداق حمله جهادی میدانند و در صورت نبود امکان حمله معمولی، آن را حتی واجب میشمارند(ملا محمدعلی، 1385، ص174). از آنجا که این اقدامات نوعی جهاد دفاعی است(نجفی، 1404، ج 2، 5؛ شهید ثانی، 1410، ج2، ص379)، میتوان به ادله وجوب جهاد دفاعی برای جواز آن استناد کرد(هاشمی خانعباسی و همکاران، 1400، ص973)
وجوب جهاد ابتدایی مشروط به شرایطی مانند بلوغ، عقل، آزادی، مرد بودن و سلامت جسمانی است. از نظر فقهی، جهاد دفاعی (دفاع از جان، مال و ناموس) بر هر مسلمان توانمند واجب است و نیاز به اجازه امام ندارد (علامه حلی، 1414، ج9، ص37). طوسی شرکت زنان، نابالغان، بردگان و معذوران را در جهاد ابتدایی واجب نمیداند، اما در جهاد دفاعی (هنگام حمله دشمن) این منع برداشته میشود و دفاع بر همه، از جمله زنان، واجب است (طوسی، 1387، ج2، ص2). بنابراین، شرط «ذکوریت» تنها در جهاد ابتدایی مطرح است، اما در جهاد دفاعی بر هر فرد توانمند، اعم از زن و مرد، وجوب دارد (شهید ثانی، 1413، ج8، ص7). صاحب ریاض نیز معتقد است ممنوعیت زنان فقط در جهاد ابتدایی قطعی است، نه در همه اقسام جهاد (حسینی طهرانی، 1366، ص55). از این رو، در جهادی که کفار قصد استیلا بر بلاد مسلمانان و گرفتن اسیر و اموال آنان را دارند، جهاد بر زنان نیز واجب است (شهید ثانی، 1413، ج3، ص9) و حضور آنان در جهاد دفاعی با حفظ حریمهای شرعی پذیرفته شده است (طباطبایی، 1375، ج2، ص373).
فقها نیز بر عمومیت وجوب جهاد دفاعی تأکید کردهاند. شهید ثانی در «مسالک الأفهام» جهاد دفاعی را نهتنها بر افراد مورد هجوم، بلکه بر هر آگاه از وضعیت مسلمانان واجب میداند (شهید ثانی، 1413، ج3، ص8). کاشفالغطاء نیز آن را واجب کفایی بر همگان میشمارد تا زمانی که نیاز دفاعی برآورده شود (کاشفالغطاء، 1388، ص291).
در تأیید این دیدگاه، احادیثی همچون «من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم» از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر ضرورت یاریرسانی به مسلمانان تأکید دارند (کلینی، 1407، ج3، ص419). این احادیث نشان میدهند که بیاعتنایی به نیازها و مشکلات مسلمانان با اصول مسلمانی سازگار نیست. همچنین، شواهد تاریخی حاکی از آن است که زنانی مانند امعماره در غزوه احد و نیز در جنگهای خیبر و یمامه حضور فعال داشتند و به مداوای مجروحان و پشتیبانی از رزمندگان میپرداختند (واقدی، 1409، ج1، ص249). برایناساس، زنان میتوانند با فراگیری آموزشهای نظامی و مهارتهای ضروری، برای حفظ جان خود و مسلمانان و دفاع از کیان اسلام آمادگی لازم را کسب کنند (رضایی، 1403، ص 51).
طبق مفاد برخی از آیات قرآن کریم همچون آیات 90 و 91 سوره توبه «جهاد کردن مستلزم قدرت و توانمندی است و بر کسی واجب است که توان جسمی لازم را داشته باشد؛ به همین دلیل در این آیات تصریح شده است که جهاد بر ضعیفان، نابینایان، زمینگیرها و بیماران واجب نیست. زنان به سبب آنکه نسبت به مردان توان جسمی کمتری دارند و احیاناً در مواقعی وظیفه حمل و یا نگهداری فرزندان را بر عهده دارند، شمول حکم جهاد ابتدایی نشدهاند؛ اما از آنجا که دفاع از عقیده، ناموس، زندگی و دارایی، عملی منطقی و مطابق با عقل و فطرت است، جهاد دفاعی بر زنان واجب است (جلالی کندری، 1382، ص104).
از دلایل دیگری که زنان به عنوان جنگجو در جنگهای ابتدایی نبودند این بود که آنها وظیفه کمکرسانی و پشتیبانی داشتند؛ از جمله انجام کارهایی مانند آب دادن به رزمندگان، تهیه غذا، نگهداری و جمعآوری تیرها و دیگر سلاحها که در صحنة نبرد پراکنده شده بود، کمک به مجروحان و درمان موقتِ آنها. از شواهد تاریخی این مسئله میتوان «امّ سلیم بنت ملحان» و «عایشه» دختر ابوبکر در جنگ احد را نام برد که مشکهای آب را بر خود حمل میکردند و به رزمندگان میرساندند. (واقدی، 1409، ج2، ص685) گاهی اوقات برخی از بانوان باتجربه برای کمک به جنگاوران اسلام، همراه آنان از مدینه بیرون میآمدند و با سیرابکردن تشنگان و مرهم گذاشتن بر زخم مجروحان به پیروزی مسلمانان کمک میکردند (سبحانی، 1370، ص66).
کاشانی در «بدائع الصنائع» نیز درباره جهاد زن مینویسد: «جنگ و جهاد به معنای خاص، بر زن و کودک جایز نیست، زیرا بنیه آنها معمولاً تحمل سنگینی بار جنگ را ندارد» (کاسانی، 1409، ج7، ص98).
با توجه به مفاد آیات قرآن، جهاد ابتدایی مستلزم توان جسمی است و زنان به سبب ضعف نسبی بدنی و مسئولیت نگهداری فرزندان، مشمول آن نشدهاند (جلالی کندری، 1382، ص104) و بیشتر نقش پشتیبانی رزمندگان را ایفا میکنند (سبحانی، 1370، ص66). اما دفاع از عقیده، ناموس، جان و مال، وظیفهای فطری و شرعی برای هر مسلمان، اعم از زن و مرد، به شمار میرود.
جهاد دفاعی وظیفهای شرعی است که بر هر مسلمانی که توانایی دفاع داشته باشد واجب میشود و برای انجام آن اجازه امام لازم نیست (علامه حلی، 1414، ج9، ص37). ازاینرو، در جهاد دفاعی که هدف آن دفع تجاوز و حفظ جان و مال مسلمانان است، تکلیف دفاع متوجه زنان نیز میشود (شهید ثانی، 1413، ج3، ص9). عملیات استشهادی نیز به عنوان یکی از مصادیق جهاد دفاعی، بدون نیاز به اجازه امام، بر هر فرد توانمند واجب است (فیرحی، 1383، ص113) و فقیهان آن را ذیل جهاد دفاعی قرار دادهاند (نجفی، 1404، ج25، ص2؛ شهید ثانی، 1410، ج2، ص379). بنابراین، عملیات استشهادی برای زنان نیز در چارچوب جهاد دفاعی مشروع است و آنان میتوانند برای دفاع از خود و دیگر مسلمانان در آن مشارکت کنند.
این جواز با برخی قواعد فقهی نیز تأیید میشود. از جمله قاعده «اهم و مهم» که مورد پذیرش اصولیان است (مکارم، 1422، ص505). بر اساس این قاعده، در شرایطی که دفع تجاوز دشمن ضرورت داشته باشد، مکلف باید میان دو مصلحت، مهمتر را برگزیند. در چنین وضعیتی، دفاع از سرزمین اسلامی به عنوان یک مصلحت اجتماعی بر حفظ جان فردی ترجیح پیدا میکند و مقاومت در برابر دشمن مقدم میشود.
همچنین، در شرایط اضطرار و ضرورت، عملیات استشهادی جایز شمرده میشود. این حکم مبتنی بر سیره عقلاء است؛ زیرا آنان در حالت اضطرار، ارتکاب برخی امور ممنوع را برای دفع خطر بزرگتر مجاز میدانند و شارع نیز این سیره را امضا کرده است (شریعتی، 1387، ص106). بر همین اساس، برخی فقهای معاصر، از جمله رهبر انقلاب، تأکید کردهاند که هرگاه مکلف احساس کند کیان اسلام در معرض خطر قرار گرفته است، باید برای دفاع قیام کند؛ هرچند احتمال کشتهشدن او وجود داشته باشد (خامنهای، 1424، ص228).